ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

338

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پيشروى كردند . و به تدبير عبد المؤمن براى بدام انداختن آنان كمين گرفتند . عبد المؤمن به لشكريان خود گفت : « وقتى صداى طبل را شنيديد ، آنگاه خود در بالاترين چشم‌انداز كاخى كه بنا كرده بود خروج كنيد . » نشست تا صحنه جنگ را تماشا كند . لشكريان او پيش رفتند و جنگ كردند و پايدارى نشان دادند . وقتى پيكار به اوج شدت رسيد ناگهان به اهل مراكش پشت كردند و گريختند تا مراكشيان آنها را دنبال كنند و به كمينگاهى كه براى آنان ترتيب داده بودند برسند و بدام بيفتند . اين نقشه اجرا شدند . نقابداران وقتى فرار آنها را ديدند و فريب خورد و به اميد حصول پيروزى به تعقيبشان پرداختند تا به شهر عبد المؤمن رسيدند و قسمت اعظم ديوار شهر را خراب كردند . مصامده به عبد المؤمن گفتند كه امر كند تا طبل‌ها را بصدا درآورند . تا مردان از كمينگاه خارج شوند . ولى عبد المؤمن گفت : « صبر كنيد تا تمام كسانى كه به طمع تصرف اين شهر هستند برسند . » وقتى اكثر تعقيب كنندگان رسيدند ، عبد المؤمن فرمان داد كه طبل را بنوازند . صداى طبل كه بلند شد ، مردان از كمين بيرون جستند و مصامده كه تظاهر به فرار كرده بودند ناگهان به طرف نقابداران برگشتند و از آنان تا حدى كه دلشان مىخواست كشتند . اين بار نقابداران بودند كه پا بفرار نهادند ولى بر اثر تنگى ،